از ترم اول تا ترم 8
|
از آنجایی که در سایهی ارتقای فرهنگی و علمی دانشگاهها در چند دههی اخیر معانی برخی از اصطلاحات قدیمی تغییر کرده و همچنین اصطلاحات جدیدی هم در حوزهی دانشگاه (با حوزه و دانشگاه اشتباه نشود که اشتباه بزرگیست!) به وجود آمده؛ فرهنگ اصطلاحات دانشگاهی نوینی نوشتهام که امید است به درد دانشجویان و به ویژه دانشجویان تازه وارد بخورد. در زیر معانی واقعی و کاربردی برخی اصطلاحات دانشگاهی جدید را میخوانید: دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمیکند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آیندهی بهتری برای خودش بسازد. دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آیندهی بهتری برای خودش بسازد. دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر میکند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آیندهی برای خود متصور است.
مشروط: دانشجویی که به خاطر علاقهی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از این رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحد انتخاب نکند تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» میآید که عدهای معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ایران شد. عدهی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروطها باعث اضمحلال مشروطه شد. تقلب: دانش دوپینگی سهمیه: دوپینگ قانونی. گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ کار دیگری در دانشگاه نمیکند. چنین موجوداتی در دانشگاههای مشهور بیشتر دیده میشوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کلهی این گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچهی خوشمزهای دارند.
جزوه: دستنوشتههایی که گمان میشود عصارهی یک کتاب است. اما در واقع تفالهی بخشی از آن است. دستگاه تفالهگیری «استاد» نامیده میشود.
استاد حل تمرین: دانشجوی ترم بالاتری که در ازای گرفتن شندرغاز پول و شنیدن لفظ «استاد» چنان از خودبیخود میشود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سی چهل تا دختر و پسر میدهد.
چیز! |
--------------------------------
|
مناجات خوابگاهی
![]() منت خوابگاه را ـ قل و شر ـ كه نبودنش موجب نیاز است و وجودش مسالهساز. هر نفری كه بدانجا رود در قید حیات است و چون به در آید نزدیك ممات. چون در هر اتاق ده نفر موجود است و بر هر پنجرهای تختهای واجب. بنده همان به كه ز قحطی جا روی به رهن یك اتاق آورد لیك بفهمد اگر این را رئیس بر سر او چوب و چماق آورد ![]() فریاد پیچ بیملاحظهاش همه را رسیده و بانگ تلفن لحظه به لحظهاش همه جا كشیده. شبها بعد از ساعت هفت احدی را رخصت ورود ندهند و دانشجوی تأخیری را در اولین فرصت به حراست هدایت كنند. ای عزیز كه با كمی تأخیر قصد رفتن به خوابگه داری از نگهبان چگونه بگریزی تو كه تنها همین گنه داری گربههای بسیار را گفته كه بساط تعقیب دانشجو بگسترانند و جیرجیركهای بیشمار را فرموده كه شب تا صبح آواز بخوانند. بساط ورزش صبحگاهی به جای كپسولهای گاز فراهم آورده و برای مطالعه چهارصد دانشجو اتاقی چون لانه گنجشك مهیا ساخته. دانشجوی فعال را در اثر شلوغی به دیوانهای بدحال تبدیل كرده و اتاق تلویزیون به جهت حضور پوست تخمه تعطیل. ![]() ابر و با د و مه و خورشید و فلك در كارند همه لیسانسهها پس ز چه رو بیكارند؟ در خبر است كه از سرور خادمان و مهتر مستخدمان و گروهی سوخته دل از جمع خودمان كه هر گروه یك نفر از دانشجویان بخت برگشته پریشان حال به جانب یخچال روی آورد كه جرعه آبی بخورد، دریابد كه رندان آخرین بقایای مرغ و ماهی سردخانه را ربوده و به جای آن روی برفكها واژه ویژه "زرشك" را حك نمودهاند. یك روز تأمل ترمهای گذشته میكردم و حسرت درسهای ناخوانده میخوردم و صحن سیمای خویش به آب مژگان میشستم و بهر غیبت از كلاس بهانه میجستم و اندوه دیرینه در عمق جان مینهفتم و این بیتها مناسب حال خود میگفتم: هر دم از عمر میرود نفسی از رفیقان ما نمانده كسی
ای كه شش ترم رفت و در خوابی مگر این ترم هفت دریابی یاد آن ثبت نام غوغایی خلق حیران برای امضایی یك نفر در اتاق رایانه از شلوغی شدست دیوانه دیگری بهر وام تحصیلی پر نموده سه فرم تحصیلی وان دگر از برای شهریه جیب خود را نموده تخلیه بگذر از خرید كفش و لباس تا كه شاید كند دو واحد پاس یك نفر در فغان ز نرخ كتاب دیگری از نخواندنش بیتاب یك نفر در شلوغی سرویس از عرق گشته تا گریبان خیس وان دگر شام سلف تا خورده شده زار و نزار و پژمرده در شب امتحان كه كتلت و ماست تا سحرگه میانشان دعواست هر دو همچون دوای خواب آور برده هوش و حواس ما از سر درس، سختست و مدرك امروز عالی را نموده خوش پاسوز ای كه دل بستهای به این مدرك فكر فردا نكردهای بیشك رنج شغل و معاش در راه است عالمی زین قضیه آگاه است |
------------------
|
اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است گاه گاهی می نویسم تكلیف می سپارم به شما تا به یك نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست دلتان زنده شود چه خیالی چه خیالی می دانم گپ زدن بیهوده است خوب می دانم دانشم بیهوده است اوستاد از من پرسید چقدر نمره زمن می خواهی من از او پرسیدم دل خوش سیری چند اهل دانشگاهم قبله ام آموزش جانمازم جزوه مشق از پنجره ها می گیرم همه ذرات وجودم متبلور شده است درسهایم را وقتی می خوانم كه خروس می كشد خمیازه مرغ و ماهی خواب است خوب یادم هست مدرسه باغ آزادی بود درس بی كرنش می خواندیم نمره بی خواهش می آوردیم تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می كردیم كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت درس خواندن آنروز مثل یك بازی بود كم كمك دور شدم از آنجا بار خود را بستم عاقبت رفتم در دانشگاه به محیط خشن آموزش و به دانشكده علوم سرایت كردم رفتم از پله كامپیوتر بالا چیزها دیدم در دانشگاه من گدایی دیدم در آخر ترم در به در می گشت یك نمره قبولی می خواست من كسی را دیدم از دیدن یك نمره ده دم دانشگاه پشتك می زد من نمی خندم اگر دوست من می افتد من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد من در این دانشگاه در سراشیب كسالت هستم خوب می دانم استاد كی كوئیز می گیرد برگه حذف كجاست سایت و رایانه آن مال من است تریا، نقلیه و دانشكده از آن من است ما بدانیم اگر سلف نباشد همگی می میریم و اگر حذف نباشد همگی مشروطیم نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود كار ما نیست شناسایی مسئول غذا كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ پی اصلاح خطاها برویم
اهل دانشگاهم |
------------
|
تقلب: یك سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین كاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو كه با توجه به درجه درایت و تیزی استاد ومراقبان می تواند نوع هلویش از هسته دار وخاردار تا آب هلوباطعم موزوعشق وحال متغیر باشد.بیراهه ای كه اتفاقا آخرش به هدف ختم می شود.یك نوع وسیله درس پاس كن نا مشروع. »شب امتحان: شب ملخ.شب ظلمانی یلدا.شب سوانح وسوختگی نا كجا آباد دانشجو.شبی كه در آن نسكافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند.در این شب انسان تمام مصائب تاریخ بشر را به صورت كنسانتره نوش جان می كند.یك نوع زلزله در میان ایام سال.شب چشمهای پف كرده ودهان های كف كرده.شب رقص وپایكوبی كلمات جزوه وكتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومركزی دانشجو. »جزوه: یك جور كاتالیزور كه در صورت همكاری ابروبادومه وخورشیدواینا دانشجورا به سمت پاس شدن درس هل می دهد.تمام همه علم بشری.چكیده دانش تاریخ مصرف گذشته استاد.وسیله ای كه معمولا دانشجو با آن سر كار گذاشته می شود.تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان.قوت قلبی كه عاقبت آفت قلب می شود. »مراقب: موجودی ستم كار و ریا پیشه كه متاسفانه چشم وگوش و باقی حواس را هم دارد. سیستمی كه نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میكند.گالری ضدحال.موجودی كه روی سینه اش نوشته شده:من مراقبم،شما چطور؟ یك نوع تله موش زنده. »روزامتحان: روزی كه درآن خورشید طلوع نمی كند.زمانی برای جفتك زدن اسب ها،لحظه ای كه درآن دانشجومی خواهد سر به تن عالم آدم نباشد.روز شغال.روزی كه درآن نگاه ها عمیق می شوند.روزلبخندهای استراتژیك.روزی كه در آن دوست ودشمن با هم ودر كنار هم به قربانگاه می روند. » نمره: تبلور میزان دانش،مهارت ودودره بازی دانشجو،بهانه ای همیشگی برای اعتراض.وسیله ای كه استادبا آن چه ها كه نمی كند! »سؤال: |
----------
|
با ياد قيصر امين پور
كلاس مي رود تو مي روي تمام ترم مي رود و من چقدر ساده ام كه سال هاي سال در انتظار نمره اي براي پاس كردن سه واحدم به نرده هاي ترم رفته تكيه داده ام
با احترام به فروغ فرخزاد
حالم گرفته است حالم گرفته است به خوابگاه مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده ي شب مي كشم كسي مرا به استاد راهنما معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني فارغ التحصيلي دعوت نخواهد كرد به هم اتاقي ام جواد گفتم : ديگر تمام شد هميشه پيش از آنكه فكر كني مشروط مي شوي بايد به جاي كارنامه تسليتي بفرستيم ايمان بياوريم به آغاز ترم بعد ايمان بياوريم به سال تحصيلي جديد به جزوه هاي واژگون شده بيكار من مثل دانشجوي عاشقي كه جزوه ي همكلاسي اش را ديوانه وار دوست مي دارد تنها هستم كسي به فكر ماهي ها نيست كسي به فكر دانشجويان توي پارك نيست كسي نمي خواهد باور كند دانشجو دارد مي ميرد كه قلب دانشجو در زير عشق ورم كرده است كه ذهن دانشجو دارد آرام آرام از علم و دانش تهي مي شود و دانشجو انگار چيزي مجرد است كه در انزواي كلاس پوسيده ست جواد مي گويد : از من گذشته است من بار خود را بردم و كار خود را كردم و در اتاقش از صبح تا غروب يا تخته نرد مي بازد يا پاسور من خواب ديده ام كه كسي مي آيد كسي كه مثل استاد راهنما نيست مثل مدير گروه نيست مثل معاون دانشجويي نيست مثل رئيس دانشگاه نيست نمره را قسمت مي كند خوابگاه را قسمت مي كند جزوه را قسمت مي كند انتخاب واحد را قسمت مي كند سلف را قسمت مي كند دانشگاه ملي را قسمت مي كند من خواب ديده ام دانشگاه را به خاطر بسپار دانشجو رفتني است |
-----------
|
دوران قبل از دانشگاه = حسرت قبول شدن در دانشگاه = صعود كنكور = گذرگاه كاماندارا دوران دانشجویی = سالهای دور از خانه خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره 13 بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها امتحان ریاضی = كشتار بیوجرسی امتحان میان ترم = زنگ خطر امتحان پایان ترم = آوار لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی مسئولین دانشگاه = گرگها استادان = این گروه خشن اشپزخانه = خانه عنكبوت رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر دانشجوی ا خراجی = مردی كه به زانو در امد دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس واحد گرفتن = جدال بر سر هیچ مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته پاس كردن واحدها = آرزوهای بزرگ مرگ استادها = جلادها هم میمیرند محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی استاد راهنما = مرد نامرئی كمك هزینه = بر باد رفته درخواست دانشجویان = بگذار زندگی كنم دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان برخورد استادان = زن بابا اتاق رئیس دانشگاه = كلبه وحشت شب امتحان = امشب اشكی میریزم تقلب در امتحان = راز بقا یادگیری = قله قاف دانشجوی معترض = پسر شجاع دكتر بهداری = گله بان تربیت بدنی1 = راكی تربیت بدنی2 = راكی خاطرات استادها = اعترافات یك خلافكار انصراف = فرار از كولاك تصییح ورقه امتحان = انتقام نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ هیئت علمی = سامورا یی ها رئیس دانشگاه = دیكتاتور بزرگ رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین معاون اموزش = دزد دریایی برخورد مسئولین = كمیسر متهم میكند از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راین |
------
برگرفته از وبلاگ




خوان: نوعی خر ( شما بخونید چیز!) که توانایی مطالعهی مداوم به مدت 72 ساعت را دارد. نطفهی این موجودات در دورهی دبیرستان بسته میشود و در کلاسهای کنکور به بلوغ میرسند. این موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکدهها استحاله میشوند.


وبلاگ تخصصی مسلم